تبلیغات
قلب تاریك من
 
قلب تاریك من
یکشنبه 14 مهر 1392 :: نویسنده : chito        
امروز چرا اینجوریه ؟؟؟



نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 5 مهر 1392 :: نویسنده : chito        
امشب میفهمم آمپاس یعنی چی!!!



نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 25 شهریور 1392 :: نویسنده : chito        
حالا که امید بودن تو در کنارم
داره میمیره
منمو گریه ممتد نصفه شبو دوبار
دلم میگیره
حالاکه نیستیو بغض گلومو گرفته
چجوری بشکنمش؟؟؟
بیا و ببین دقیقه هایی که نیستی
اونقده دلگیره
که داره از غصه میمیره

عذابم میده این جای خالی
زجرم میده این خاطراتو
فکرم بی تو داغونو خستس
کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده
عذابم میییییییده
غذابم میده
غذابم میییییییده

منمو این جای خالی که بی تو هیچوقت پر نمیشه
منمو این عکس کهنه که از گریم دلخوره نمیشه
منمو این حال و روزی که بی تو تعریفی نداره
منمو این جسم تو خالی که بی تو هی کم میاره






نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 17 شهریور 1392 :: نویسنده : chito        

oh my heart is spinning like a wheel,

...اوه،قلب من مانند چرخ به دور خود می چرخد
Only she can see the way that I fell,

و فقط اوست که می تواند ببیند چگونه بر زمین می خورم
Eyes are holding right across the room,

چشمان دقیقا در میان اتاق دوخته شده
High explosion coming out of the blue;

هیاهوی زیادی از آسمان نیلگون به گوش می رسد

Well here we go again,

آری،اینجا ما دوباره راه می پیماییم
Living in a world that others cannot share,

و در دنیایی زندگی می کنیم که دیگران نمی توانند در آن شریک باشند
Yea here we go again,

بله!اینجا ما دوباره راه می پیماییم
We are moving from a spark to a flame;

ما در این مسیر از جرقه ای به شعله آتش مبدل می شویم

I am high on emotion, high again,

من بر اوج احساسات هستم،دوباره بر اوجم
High on emotion, your love will find the way;

بر اوج احساسات،عشق تو مسیر خودش را خواهد یافت

Oh my heart is burning like a fire,

اوه،قلب من چون شعله آتشی می سوزد
Closer now and she is breathing desire,

نزدیکتر است و با علاقه خاصی نفس می کشد
Take my hand and give it all your light,

دست مرا بگیر و تمام نور درونت را به آن ببخش

Take command I am your rhythm tonight;

هر فرمانی که داری،حاضر به اطاعت کردنم،من ریتم امشب تو هستم

Well here we go again,

آری،اینجا ما دوباره راه می پیماییم
Living in a world that others cannot share,

و در دنیایی زندگی می کنیم که دیگران نمی توانند در آن شریک باشند
Yea here we go again,

بله!اینجا ما دوباره راه می پیماییم
We are moving from a spark to a flame;

ما در این مسیر از جرقه ای به شعله آتش مبدل می شویم
I am high on emotion, high again,

من بر اوج احساسات هستم،دوباره بر اوجم
High on emotion, your love will find the way;

بر اوج احساسات،عشق تو مسیر خودش را خواهد یافت
I am high on emotion, high again,
High on emotion, your love will find the way;
I am high on emotion, high again,
High on emotion, your love will find the way...

بر اوج احساسات،بر اوج احساسات،عشق تو مسیر خودش را خواهد یافت...
بله،عشق مسیر خود را خواهد یافت...

 




نوع مطلب : chris de burgh کریس دی برگ، 
برچسب ها :
یکشنبه 17 شهریور 1392 :: نویسنده : chito        

A woman's heart is filled with passion

قلب یه زن پر از احساسه
A woman's heart is filled with lust,

قلب یه زن پر از شهوته
If you don't believe that these things happen,

و اگه به این چیزا اعتقاد نداشته باشی
Could be the biggest mistake that a man can make;

میتونه بزرگترین اشتباهی باشه که یه مرد میتونه انجام بده 

A woman's night is filled with dreaming,

شب یه زن پر از تخیلاته
Of the perfect man who may not be you,

تصوری از یه مرد کامل که ممکنه اون تو نباشی

ادامه مطلب


نوع مطلب : chris de burgh کریس دی برگ، 
برچسب ها :
یکشنبه 17 شهریور 1392 :: نویسنده : chito        

When I Think Of You

زمانی که بتو فکر می کنم 

There is something on my mind

چیزی در ذهنم است

and I'm losing concentration

و تمرکزم را از دست داده ام 

And I feel it everytime

و آنرا هر بار که در کنارم هستی 

that you are near me.

احساس می کنم 

I could tell you all about

من میتوانستم بتو در باره همه چیز بگویم 

your picture at my bedside

درباره عکست درکنارم

I should call you sometime

می بایست تو را صدا می زدم

and talk it over

و همه چیز را می گفتم

ادامه مطلب


نوع مطلب : chris de burgh کریس دی برگ، 
برچسب ها :
یکشنبه 17 شهریور 1392 :: نویسنده : chito        
متن و ترجمه آهنگ the lady in red ...فوق العادست حتما بخونید...متن کامل در ادامه مطلب



I've never seen you looking so lovely as you did tonight.
هرگز تو را مثل امشب عاشق گونه ندیده بودم
I've never seen you shine so bright.
هرگز ندیده بودم این طور بدرخشی
Hmm, hmm, hmm, hmm.
I've never seen so many men ask you if you wanted to dance,
هرگز این همه را خواستار ندیده بودم , اگر مایل به رقص بودی
Looking for a little romance.
خواستار ذره ای عشق ورزی
Given half a chance.
شانس کوچکی بده
I have never seen that dress you're wearing,
هرگز لباسی را که پوشیده ای , ندیده بودم
Or the highlights in your hair that catch your eyes.
یا برجستگی روی موهایت , که چشمانت را پوشانده
I have been blind.
من کور بوده ام
Lady In Red,
بانوی قرمزپوش

ادامه مطلب


نوع مطلب : chris de burgh کریس دی برگ، 
برچسب ها :
شنبه 16 شهریور 1392 :: نویسنده : chito        


I never knew love could be a silence in my heart,
A moment when the time is still,
And all I've been looking for is right here in my arms,
Just waiting for the chance to begin,
I never knew love could be the sunlight in your eyes,
On a day that you may not have seen,
And all I've been searching for, well words could never say,
When a touch is more than anything,
Maybe you will never know how much I love you,
But of this be sure,
Here is your paradise,here is your book of life,
Where you and I will be forevermore,
Here is your paradise, here is your book of life,
Where you and I will be forevermore,
And in the dark night, you'll follow the bright light,
And go where the love must go,
And you will wake in the morning to a bran new day,
Take all your worries away,
Maybe you will never know how much I love you,
But of this be sure,
Here is your paradise,here is your book of life,
Where you and I will be forevermore,
Here is your paradise, here is your book of life,
Where you and I will be forevermore.



ترجمه:



هیچ گاه نمی دانستم عشق،می تواند آرامبخش قلبم باشد،

در آن دم که زمان باز می ایستد،

و همه آنچه که در پی آن بوده ام،همین جا،در کنارم است.

و در پی بدست آوردن شانسی برای شروع.

هیچ گاه نمی دانستم عشق می تواند آفتاب چشمانت باشد،

در روزی که شاید آن را ندیده ای،

و همه آنچه که در پی آن بودم گفتن حرفهای زیبایی است که قادر به بیانش نبوده ام،

و وقتی که یک تماس کوتاه،به همه چیز می ارزد.

شاید هیچ گاه ندانی،تا چه اندازه دوست دارم،

علی رغم آن،مطمئن باش

بهشت تو اینجاست،کتاب زندگانی تو اینجاست،

در جایی که من و تو،برای همیشه و جاویدان،زنده خواهیم بود.

و در ظلمت شب،آن نور فروزنده را دنبال خواهی کرد،

و به مامن عشق ره خواهی یافت،

و در سحرگاه به روزی نو و تازه چشم خواهی گشود،

که تمام نگرانی هایت را با خود خواهد برد.

بهشت زندگانی تو اینجاست،کتاب زندگانیت اینجاست.....





نوع مطلب : chris de burgh کریس دی برگ، 
برچسب ها :
پنجشنبه 14 شهریور 1392 :: نویسنده : chito        
تو چرا نمیگذری از این سکوت غم زده
بگو به چشمای تو کی رنگ شب زده

تو چرا نمیشکنی این حصار بسته رو
بیا رها کن از دلت این بغض خسته رو

یه صدایی میشنوم این صدا مال منه
صدای شکستنه مرد رویای منه

تو گیر افتادی میون دوتا پنجره
داره میمیره دلم یه حنجره

بعضی وقتا دلم میخواد خدارو حس کنم
دستاشو بگیرمو باهاش درد و دل کنم

آدما عشقو ندیدن پر پروازمو چیدن
من به عشقم نرسیدم از این دنیا دل بریدم
بریدم ... خدا بریدم ... بریدم

فرشته این مسیر ما نیست دنیا کوچیکه جای ما نیست
این جدایی حق ما نیست نگو تقصیر خدا نیست

اونی که تو اوج تنهایی نمیخواد پیشم بشینه
گریه میکنم من به جاش نمیخوام اشکامو ببینه

دلم گرفته از دلم دردامو به کی بگم
تو غربت چشمای تو یه روزی میرسیم به هم

ای همه سنگ صبورم ازتو درحال عبورم
حالا که از تو دورم میشکنه بغض غرورم

منتظر نباش رفیق اون دیگه برنمیگرده
رفتوو با ی هوس با یکی دیگه شروع کرده






نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 7 شهریور 1392 :: نویسنده : chito        

خدایا به بزرگیت قسمت میدم که همه مریضا رو شفا بده





نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 26 تیر 1392 :: نویسنده : chito        
درد یعنی : مدتی هست که نیست …



نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 20 تیر 1392 :: نویسنده : chito        
به سلامتی کسیکه توخیالمونه ولی بیخیالمونه …



نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 13 تیر 1392 :: نویسنده : chito        

بعضیا هستن میخوان باعث تنوع شن

ولی زیاد وارد نیسن باعث تهوع میشن . . .





نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 18 بهمن 1391 :: نویسنده : chito        
بعضی آدمها باران را حس می کنن....
بقیه فقط خیس می شوند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 7 شهریور 1391 :: نویسنده : chito        
اولین باری که رفتم مدرسه وقتی برگشتم مادرم خواست بدونه نظرم چیه گفت پسرم روز اول مدرسه چطور بود؟ گفتم چی؟ روز اول؟ یعنی دوباره هم باید برم؟



نوع مطلب :
برچسب ها :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
 
درباره وبلاگ

تو چرا نمیگذری از این سکوت غم زده
بگو به چشمای تو کی رنگ شب زده

تو چرا نمیشکنی این حصار بسته رو
بیا رها کن از دلت این بغض خسته رو
مدیر وبلاگ : chito
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
وبلاگ من در چه حدیه؟ لطفا در نظرسنجی شرکت کنید!











جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دانلود قالب

ایران تم ،مرجع بهترین قالب های وبلاگ